من میخواستم تو منو، تو نگات غررررق کنی.
عاشق من باشی؛ با همه فررررق کنی.
تو میخواستی وقتی، سوت و کوره دنیات
بشینم تا آخررررر، پای بغض و حرفات
تو میخواستی که فقط، اشکاتو پاک کنم
ولی احساسم رو، تو دلم خاک کنم
غصه خوردم وقتی، بی تفاوت رفتی
من که موندم باختم، اما تو خوشبختی.
نه دلت تنگ میشه، نه چشات غمگینه
راست میگفتی توووو؛عشق یه تلقینه!
عشق یه تلقینه.....عشق یه تلقینه....
برچسب:
نویسنده: یاسین احمدی