امروز امتحان داشتم ولی به فردا موکولش کردن و خیلی خوشبحالمون شده...
درس خوندن هم قشنگ بود وقتی با اون بودم پارسال همین موقع ها بهترین روزای
زندگیم بود...
باهم درس میخوندیم با اینکه همش با هم چت میکردیم و حرف میزدیم ولی اون انرژی ای که بهم میدادیم قابل توصیف نیست.
اینکه یکی که دوستت داره مثل خودت خل و چله و هنوز بیداره مثل تو ...بجز درس فکرش میاد تو ذهنت خیلی شیرینه.
برا اون شیرین بووووود.برا من شیرین هس.ولی تلخ شد.خیلی تلخ شایدم عذاب آور...
چی میشد خاطره هاشم باهاش می رفت....
قربون خدا برم...کادو هاش آهنگاش ... دستامممممممم...نگاه معصومش...هر ثانیه جلو چشممه.
میگم بدرک میگم فدای سرم ....به همه دوست آشنا میگم ؛خوبم دیگه قسمت نبود؛.
اما خوب نیستم تو تقصیری نداری من نباید نگات میکردم نباید اون روزای اول قبل دوستی...نباید نگات میکردم نباید دلتو میدزدیم...نباید به دلت مینشستم.
نباید اجازه میدادم باهام حرف بزنی نباید میذاشتم بهم پیشنهاد بدی...نباید نباییید........
من بدون تو چجوری درس بخونم
آقای " ایزدی " هنوزم دوستت داره!
برچسب:
نویسنده: یاسین احمدی